السيد محمد حسين الطهراني

72

معاد شناسى (فارسى)

ولى سخنان او مؤثّر واقع نشد و رسول خدا و أمير المؤمنين عليهما السّلام با اصحاب زخم ديده و جراحت خورده همچنان با عزم راستين خود باقى بوده و خود را به خداى خود سپرده و گفتند : از هيچ پيش آمدى روى نمىگردانيم ، هر چه داريم از خداست و او بهترين كفيل و وكيل ماست . در اثر اين گذشت و فداكارى كه نمودند و در مقابل دشمن به جاى آنكه دهشت زده گردند ، يكسره از اراده و اختيار خود بيرون آمده و خود را به خداى خود سپردند ؛ خداوند رشتهء تدبير آنها را به دست گرفت و ايمانشان زيادتى يافت و پروردگار نعمت را كه همان مقام ولايت است به آنان عنايت فرمود . الَّذِينَ قالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزادَهُمْ إِيماناً وَ قالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ . « آن كسانى كه ( مقصود ، أمير المؤمنين عليه السّلام است كه با بدنى سراپا زخم ديده لِواى جنگ را حامل بوده ، و ياران صادق و باوفاى رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم ) گفتند به آنها مردم ( نعيم بن مسعود أشجعى منافق معروف ) : كه مردم ( كه أبو سفيان و همراهانش باشند ) براى محاربه و استيصال شما همدست و همداستان شده‌اند ؛ پس شما بترسيد و دست از حمله برداريد . ولى اين سخنان موجب زيادى ايمان و قوّت آنان شد و در پاسخ گفتند : خدا ما را كافيست و بس ، و خوب وكيلى است كه به اراده و اختيار خود در امور ما تصرّف كند . »